جزئیات وبلاگ

چرا باید خریدن خانه اولین خرید زندگی باشد؟

هر انسانی به مسکن نیاز دارد . آنچه مهم و بحث برانگیز است اینست که بسیاری افراد اهمیت این نیاز را نمیدانند، و گرنه حتما خانه دار می شدند . این نیاز را از دیدگاههای مختلف بررسی می کنیم تا بیشتر به اهمیت آن پی ببریم .

هر کسی می تواند با هفت دهم درآمدش به خوبی زندگی کند و از زندگی اش لذت ببرد، حال، اگر کسی بتواند، بدون اینکه لطمه ای به رفاه خانواده خودش بزند. آن سه دهم را در کار سودآوری سرمایه گذاری کند، اندوخته اش با سرعت بیشتری رشد خواهد کرد. بسیاری از مردم در محلات ضعیف زندگی می کنند و خانواده شان را در محیطی نا زیبا و نامناسب تربیت می کنند؛ همچنین مبالغ قابل توجهی از درآمدشان را به عنوان اجاره بها به صاحب خانه می پردازند؛

در حالی که نه بانوی خانه جایی برای پرورش گل و گیاه در اختیار دارد و نه کودکان جایی برای بازی کردن دارند و به ناچار در کوچه های کثیف و آلوده بازی می کنند. خانواده شخص هنگامی می توانند از زندگی شان لذت کامل ببرند که قطعه زمین پاکیزه ای داشته باشند. هم کودکان باید بتوانند در آن به بازی بپردازند و هم بانوی منزل باید بتواند نه فقط گل؛ بلکه بعضی از سبزی ها را برای مصرف خانواده در آن بکارد، قلب مرد، شاد می شود از اینکه انجیر را از درخت خانه خودش یا انگور را از تاک متعلق به خودش بچیند و بخورد؛ 

صاحب خانه خودش باشد و به نگهداری آن افتخار کند، اطمینان قلب پیدا کند و با جدیت بیشتری برای بهبود زندگانی اش تلاش کند؛ بدین ترتیب، نعمت به مردی که برای خریدن خانه اقدام کرده و صاحب خانه خویش است روی خواهد آورد و هزینه های زندگی این فرد کاهش خواهد یافت و برای تأمین آرزوها و همسرش پول بیشتری در اختیار خواهد داشت. پنجمین راز من این است که هرکسی سرپناهی برای خودش و خانواده اش داشته باشد .

از نظر روانشناسی اگر زود خانه دار نشویم چه مشکلاتی برایمان پیش می آید ؟

اگر فرد زودتر به خریدن خانه اقدام نکند و نتوانند نیاز اصلی خانواده اش را تأمین کنند، دچار برخی مشکلات و پیامدهای منفی می شود. روان شناسان خبره به این نتیجه رسیده اند که ریشه بیشتر مشکلات خانواده ها از اقتصادشان نشئت می گیرد و آفت اصلی اقتصاد خانواده، مستأجری و نداشتن خانه است.

مشکلات زن خانواده: احساس می کند که دوستش ندارند. رابطه اش با اقوام و دوستانش کم می شود و گوشه گیری می کند. احساس می کند به اندازه ای که در زندگی فداکاری کرده ، محبت ندیده است. غرغرو و همیشه نالان از زندگی می شود. خودش را دوست ندارد و به سر و وضع خودش اهمیت نمی دهد، احساس امنیت و آرامش خاطر ندارد. به همسرش بی اعتنا می شود . از اینکه می بیند خانه از خودش نیست و طراحی خانه را به سلیقه خودش درست نمی کند، آرزوهایش را بر باد رفته می داند و نا امید می شود.

 مشکلات بچه ها: فرزندان خانواده دچار کمبود محبت می شوند و فکر می کنند که دوستشان ندارند. اعتماد به نفس آنها کم می شود عصبی مزاج و پرخاشگر می شوند و در بیرون از خانه و مدرسه، زياد دعوا می کنند. دوست های کمی دارند؛ چون نمی توانند ارتباط خوبی برقرار کنند از خانه گریزان می شوند. خیلی زود ازدواج می کند یا به بهانه های مختلف مثل، کار و دانشگاه از محیط خانه دور می شوند. 

در زندگی مشترکشان نیز اختلاف های زیادی پیش می آید؛ چون مشاجره و دعوا، جزو شخصیت آنها شده است و مشکلات مرد خانواده احساس بی عرضگی و مفیدنبودن می کند. کمبود اعتماد به نفس پیدا می کند، زنش به او اعتماد ندارد و او را نپذیرفته فکر می کنند ضعیف است و توانایی اداره کردن زندگی را ندارد. به همسرش حساس می شود و سوء ظن پیدا می کند؛ چون نمی تواند او را تامین کند نمی تواند محبتش را به همسر و فرزندانش ارائه دهد. فکر می کند کسی قدر زحمت های او را نمی داند و برایش اهمیتی قائل نیست. پرخاشگر و عصبی می شود؛ چون دیگر قهرمان زندگی نیست.

مشکلات خانواده در اجتماع : رفت و آمد با اقوام و دوستان کم می شود. به خاطر پرخاشگری و دعوا، بین فامیل کسی دوستشان ندارد و زیاد به آنها اهمیت نمی دهد، وضعیت زن و مرد همین طور ادامه پیدا می کند تا زمانی که بچه ها به خاطر فضای متشنج خانه، به ازدواج زودهنگام رو می آورند و از آنها جدا می شوند.

 آن دو که سال هاست به یکدیگر اهمیت نمی دادند، با رفتن بچه ها، دیگر دلیلی برای باهم بودن ندارند و دوباره برای طلاق اقدام می کنند. هیچ چیز نتوانست سردي بین آن ها را گرم کند و در چهل و سه سالگی با داشتن سه فرزند از یکدیگر جدا می شوند. همان طور که قبلا گفتم، ریشه بیشتر مشکلات آنها ضعف اقتصادی بود و نداشتن خانه، بزرگ ترین عامل این مسئله است.

 این پیامدهای منفی در بیشتر کسانی که هنوز نتوانسته اند خانه دار شوند، تقریبا مشابه است و فقط ممکن است کمتر یا بیشتر باشد. بعضی از این خانواده ها ممکن است که صاحب خانه شوند، اما زمان خریدن به قدری طولانی می شود که آن ها دچار پیامدهای منفی می شوند.

بیشتر وقت ها خودمان متوجه نمی شویم در چه موقعیتی هستیم. درک نمی کنیم که پیامدهای منفی نداشتن خانه بر زندگی مان چیست، ما زمانی متوجه آثار منفی عدم خریدن خانه  می شویم که خودمان را با کسی مقایسه کنیم که صاحب خانه است .

نظرتان را بنویسید

مقایسه ملک
ملکی را برای مقایسه اضافه کنید.